تبلیغات
سید مهدی دانشمند - دبیر علوم تجربی - وصیت های فاطمه زهرا (س)
 
سید مهدی دانشمند - دبیر علوم تجربی
درخت تو گر بار دانش بگیرد به زیر آوری چرخ نیلوفری را
درباره وبلاگ


این وبلاگ جهت ارائه ی مطالبی درباره ی علوم تجربی راهنمایی (نمونه سوال ، توضیح بعضی از قسمتها و مطالب وابسته به موضوعات درسی ) وبعضی مطالب سرگرم کننده یا اطلاعات عمومی ایجاد شده است .با تشکر از انتخاب شما امیدوارم مفید واقع شود ودرجهت بهتر شدن مطالب مرا راهنمایی کنید .

مدیر وبلاگ : سید مهدی دانشمند
نظرسنجی
در جستجوی چه مطالبی به این وبلاگ سر زدید؟








چهارشنبه 6 خرداد 1388 :: نویسنده : سید مهدی دانشمند

بعد از هجوم ناکسان به خانه علی(ع) و فشار فاطمه در بین در و دیوار و جراحت‏های وارده و سقط فرزند، او در بستر افتاد و روز بروز بر ناراحتیهایش افزون می‏گشت‏به طوری که روزهای آخر قادر بر ایستادن و قدم زدن نبود، گاه از درد پهلو و گاه از سینه و یا بازو و گاه بر غربت‏خویش و مظلومیت‏شوهرش علی(ع) می‏گریست و رو به قبر پدرش پیامبر(ص) می‏نمود و از خدایش درخواست مرگ می‏کرد و می‏گفت:

یا الهی عجل وفاتی سریعافلقد تنغصت الحیاة یا مولائی

پروردگارا هر چه زودتر مرگ مرا برسان، مولای من زندگی بر من ناگوار و تلخ گردیده.

امام باقر(ع) فرمود: مادرم فاطمه(س) پس از مجروح شدن پانزده روز بیشتر در بستر نماند.

فاطمه(س) واپسین روز عمر رو به اسماء بنت عمیس کرد و فرمود: من کراهت دارم بدنم را همچون بدن زنان دگر بر روی تختی نهید و پارچه‏ای بر روی آن کشید به طوری که به هنگام تشییع، پستی و بلندی بدن گویا باشد. اسماء عرض کرد: من نوعی تابوت و محمل را در حبشه دیده‏ام که رضایت‏شما را جلب می‏کند. اسماء چیزی شبیه آن را آماده کرد و پارچه‏ای را بر رویش کشید و به فاطمه(س) نشان داد: فرمود: ما احسن هذا و اجمله، لا تعرف به المراة من الرجل; چه نیکو و زیبا است این که جنازه مرد و زن در آن شناخته نمی‏شود، اسماء می‏گوید: همانند آن لحظه فاطمه(س) را متبسم و شادان ندیدم.

چون شب فرا رسید امیرالمؤمنین(ع) در کنارش نشسته بود، گفت: پسرعمو جبرئیل بر من وارد شد و سپس گفت: ای محبوبه حبیب خدا و میوه قلب مصطفی امروز تو خدایت را ملاقات خواهی کرد و وارد بهشت‏خواهی شد. او رفت و همین خبر را میکائیل به من داده علی(ع) با ناراحتی گفت: انالله و انا الیه راجعون، در آن لحظات علی(ع) سر همسرش را به سینه چسباند و هر یک از دیگری حلالیت می‏طلبیدند و بر یکدیگر اشک می‏ریختند علی بر فقدان زهرا(س) و زهرا(س) بر تنهایی علی(ع) ام‏ایمن می‏گوید اینجا بود که فاطمه فرمود: من ساعتی بعد به پدرم ملحق می‏گردم بعد هم چنین وصیت کرد:

اولا: با دختر خواهرم «امامه‏» ازدواج کن او با فرزندانم همانند من رفتار خواهد کرد و مردان چاره‏ای جز ازدواج ندارند.

ثانیا: تابوتی را برای جنازه‏ام فراهم کن زیرا فرشتگان الهی آن را عکس‏برداری می‏کنند و سپس چگونگی آن را هم بیان کرد.

ثالثا: کسانی که بر من ستم کردند و حق مرا غصب نمودند بر جنازه من حاضر نشوند و بر من نماز نخوانند، پس شب مرا دفنم کن.

و در روایت دیگر آمده: انت اولی بی من غیری حنطنی و غسلنی و کفنی باللیل و صل علی و ادفنی باللیل و لا تعلم احدا و استودعک الله و اقرء علی ولدی السلام الی یوم القیامة; [علی‏جان]تو بر امور من سزاوارتر از هر کسی هستی من را شبانه حنوط کن، غسلم بده و کفنم کن و بر بدنم نماز بگزار و شبانه دفنم کن، کسی از این ماجرا آگاه نشود تو را به خدا می‏سپارم و درود و سلام بر فرزندانم تا قیامت می‏فرستم.





نوع مطلب : مناسبت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :