تبلیغات
سید مهدی دانشمند - دبیر علوم تجربی - میلاد خاتم انبیاء ،محمد مصطفی(ص) مبارك باد
 
سید مهدی دانشمند - دبیر علوم تجربی
درخت تو گر بار دانش بگیرد به زیر آوری چرخ نیلوفری را
درباره وبلاگ


این وبلاگ جهت ارائه ی مطالبی درباره ی علوم تجربی راهنمایی (نمونه سوال ، توضیح بعضی از قسمتها و مطالب وابسته به موضوعات درسی ) وبعضی مطالب سرگرم کننده یا اطلاعات عمومی ایجاد شده است .با تشکر از انتخاب شما امیدوارم مفید واقع شود ودرجهت بهتر شدن مطالب مرا راهنمایی کنید .

مدیر وبلاگ : سید مهدی دانشمند
نظرسنجی
در جستجوی چه مطالبی به این وبلاگ سر زدید؟








ویژه نامه ولادت پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله

شاید یکی از پراختلاف‏ترین مسایل تاریخ زندگانی پیغمبر اسلام اختلاف موجود در تاریخ ولادت آن بزرگوار باشد که اگر کسی بخواهد همه اقوال را در این باره جمع‏آوری کند به بیش از بیست قول می‏رسد.

عموم سیره نویسان اتفاق دارند که،تولد پیامبر گرامی در عام الفیل،در سال 570 میلادی بوده است.زیرا آن حضرت به طور قطع،در سال 632 میلادی درگذشته است،و سن مبارک او 62 تا 63 بوده است.بنابراین،ولادت او در حدود 570 میلادی خواهد بود.اکثر محدثان و مورخان بر این قول اتفاق دارند که تولد پیامبر،در ماه‏«ربیع الاول‏»بوده،ولی در روز تولد او اختلاف دارند.معروف میان محدثان شیعه اینست که آن حضرت،در هفدهم ماه ربیع الاول،روز جمعه،پس از طلوع فجر چشم به دنیا گشود،و مشهور میان اهل تسنن اینست که ولادت آن حضرت،در روز دوشنبه دوازدهم همان ماه اتفاق افتاده است. (1)

1. «کافی‏»،ج 1/439.

سیمای پیامبر

حضرت امام رضاعلیه السلام از پدران گرامی خود نقل فرموده است: برخی از امیرمؤمنان علی‏علیه السلام تقاضا کردند پیامبرصلی الله علیه وآله و سلم را چنان توصیف بفرما که گویی او را مشاهده می‏کنیم زیرا ما مشتاق او (و آگاهی از شمایل او) ییم؛ و آن بزرگوار فرمود: پیامبر خداصلی الله علیه وآله چهره‏ای سپید آمیخته به سرخی داشت، چشمانش کاملاً سیاه، و مویش صاف و بدون چین و شکن بود، محاسنی انبوه داشت و گیسویش تا بنا گوش می‏رسید، خط میان سینه او باریک و ظریف بود، گردنش گویی تنگی از نقره است و ترقوه‏هایش چون طلا می‏درخشید؛ خطّ باریکی از مو از سینه تا ناف او امتداد داشت و بر شکم و سینه او غیر از آن موئی نبود، دست و پایش ضخیم و مردانه و استخوان قوزک پایش درشت بود، چون راه می‏رفت محکم و استوار راه می‏رفت و در این حال متمایل به جلو حرکت می‏کرد چنانکه گویی در سرا شیب قدم بر می‏دارد، چون به کسی رو می‏کرد با تمام بدن به او رو می‏آورد، نه خیلی کوتاه قد بود و نه خیلی دراز بالا، صورتش تا اندازه‏ای گرد و مدّور بود، وقتی در میان مردم قرار می‏گرفت از همه چشمگیرتر و جالب‏تر بود، عرق بر چهره‏اش چون دانه مروارید بود، و بویش از مشک خوشبوتر بود، نه ناتوان بود و نه خوارمایه، از همه مردم محترم‏تر زندگی می‏کرد و از همه نرمخوتر بود و سخاوتمندتر، هر کس با سابقه آشنایی با او معاشرت می‏کرد او را دوست می‏داشت و هر کس بی‏سابقه او را می‏دید از او هیبت می‏برد؛ عزت و بزرگواری او آشکار بود، و توصیف‏گر او می‏گوید: نه پیش از او و نه بعد از او کسی را همانند او ندیده‏ام؛ درود و سلام خدا بر او و خاندان او

حضرت امام صادق‏علیه السلام فرموده‏اند: رسول خداصلی الله علیه وآله در شب تاریک همانند پاره ماه نورانی بود

پیامبر اکرم               چشم به راه

خداوند همه اوصاف پیامبر خاتم را به پیامبرانش خبر داده بود؛ محل تولد او، محل سکونت او، علائم زمان بعثت و هجرت، نشانه‌هایی که در اندام داشت، خصیصه‌هایی که در سلوک داشت، امتیازهایی که در شریعت او بود و ... و پروردگار متعال به پیامبران خود امر کرد تا همه آن صفات را برای امتهای خود بازگو کنند و از امتهای خود عهد و پیمان بگیرند که هرگاه آن پیامبر با آن خصائص و صفات مبعوث شود، به او ایمان آورند.

این مطالب در کتابهای آسمانی سالم مانده و دستخوش تحریف نگردیده بود و در دست علمای یهود و نصاری موجود بود. (حتی امروزه نیز در برخی از کتب ادیان، هنوز این مطالب موجود می‌باشد ...). علمای یهود و نصاری هر جا که بودند، آن اخبار را با تفصیلی هرچه تمام‌تر بیان می‌کردند و شرح می‌دادند.

از آن جمله، علمای یهود آن اخبار را در مدینه منتشر ساخته و خبر داده بودند که آن پیامبر به این شهر هجرت خواهد کرد. به همین سبب بود که اهل مدینه هنگام برخورد با پیامبر در مکه دانستند که او همان پیامبری است که یهود از او خبر می‌دادند و به او ایمان آوردند ...

چند سالی بیش به ظهور اسلام باقی نمانده بود که مردی از یهودیان شام به نام «ابن هَـیّـبان» به مدینه سفر کرد. آنهایی که او را دیده بودند، از فضائل وی تعریفها می‌کردند و می‌گفتند: "ما هرگاه گرفتار خشکسالی و نیازمند بارش باران بودیم،

خداوند همه اوصاف پیامبر خاتم را به پیامبرانش خبر داده بود، حتی امروزه نیز در برخی از کتب ادیان، هنوز این مطالب موجود می‌باشد

به دامان او چنگ می‌زدیم و از او می‌خواستیم که برای نزول باران دست به دعا بردارد. او نیز دعا می‌نمود و ابرها بر آسمان پدیدار می‌شدند و بر سرمان می‌باریدند. بارها این حادثه تکرار شد. بدین جهت ابن هیبان در میان یهودیان مدینه اعتبار و نفوذ فراوان داشت."

روزی خبردار شدند که ابن هیبان آخرین ساعات عمر خویش را می‌گذراند. یهودیان به گرد او جمع شدند و او در میان آنها چنین گفت: "ای یهودیان، فکر می‌کنید که چه چیز مرا از سرزمین آباد و پر از نعمت شام به این کشور فقیر آورده است؟"

همه گفتند: "خودت بهتر می‌دانی!"

ابن هیبان گفت: "من از شام به اینجا آمدم و در انتظار پیامبری که بعثتش نزدیک شده، بودم؛ چرا که این شهر محل هجرت اوست. امید می‌بردم که او را بیابم و از او پیروی کنم. اما متأسفانه این امید من با مرگ من نابود می‌شود. اگر شما نام و خبری از او شنیدید، نگذارید کسی نسبت به گرویدن به وی، از شما پیشی بگیرد ..."

ابن هیبان وصایای خویش را به پایان رسانید و جان به جان آفرین تسلیم کرد.

در صبحگاهی که بنی قریظه (که طایفه‌ای از یهودیان مدینه بودند)، مغلوب شدند، سه یهودی به نامهای "ثعلبه"، "اسیّـد" و "اسد" که در اوان جوانی بودند و هنوز عادات و رسوم در ایشان رسوخ نکرده بود، سخنان و وصایای ابن هیبان را بیاد آوردند و به اقوام خویش گفتند: "والله این مرد همان پیامبری است که ابن هیبان برای ما توصیف کرده بود. از خدای بترسید و از او پیروی کنید."

یهودیان جواب دادند: "نه، این مرد، او نیست."

این سه جوان بار دیگر تأکید کردند که: "بله، والله این مرد حتما هموست."

آنگاه از قلعه و دژ خویش پایین آمده، به لشکر اسلام ملحق شدند و آیین اسلام را پذیرا گشتند.

نصایح پیامبر به ابوذر

یکی از گرانبهاترین و ارزشمندترین احادیث نقل شده از پیامبر اسلام، نصایحی است که ایشان به ابوذر داشته‌اند که به سبب پرباری و اهمیتی که این نصایح داشته است و خطابهای پیاپی ایشان به ابوذر، به حدیث ابوذر مشهور شده است .

مطالب چنان متنوع و در قالبهای متفاوت تربیتی و اخلاقی بیان شده‌اند که هر کس با سلیقه خاص خود به نوعی از آن بهره می‌برد و مناسب‌ترین ره توشه تربیتی که در روحش اثر می‌گذارد بر می‌گزیند که در نوع خود حدیثی است شبیه به معجزه.

... در ادامه پیامبر به موعظه ابوذر می‌پردازد:

تو را به موعظه‌ای سفارش می‌کنم و انتظار این است که آن را حفظ کرده به آن عمل کنی زیرا این موعظه در برگیرنده همه راههای خیر و نیکبختی است. اگر تو به این وصیت و سفارش عمل کنی خیر دنیا و آخرت به تو ارزانی می‌گردد.

ای ابوذر! خدا را چنان پرستش کن که گویا او را می‌بینی، زیرا اگر تو او را نمی‌بینی او تو را می‌بیند. 

ای ابوذر! بدان که اولین مرحله عبادت خدا، شناخت اوست؛ همانا او اول است، قبل از او چیزی نیست و یگانه و یکتاست و مانند ندارد و او باقی و جاودان است. اوست که آسمانها و زمین و آنچه را بین آنها و آنچه را در آنهاست آفرید و خداوند دانای مهربان است و بر هر کاری تواناست ...

ای ابوذر! بسیاری از مردم در مورد دو نعمت مغبون هستند و از آن قدردانی نمی‌کنند، یکی نعمت تندرستی و دیگری نعمت فراغت.

کسی که برای فریفتن مردم علم بیاموزد بوی بهشت را نچشیده است

ای ابوذر! پیش از آنکه پنج چیز به تو روی آورد، پنج چیز را غنیمت شمار، جوانی را پیش از پیری، تندرستی را پیش از بیماری، توانگری را پیش از پریشانی، فراغت را پیش از گرفتاری و زندگی را پیش از مرگ...

ای ابوذر! بترس از اینکه در حال گناه، مرگت فرا رسد که در آن صورت نه راهی برای جبران و توبه باقی می‌ماند و نه بر بازگشت دوباره به دنیا قادر خواهی بود، نه وارثان تو بر ارثی که باقی گذارده‌ای تو را ستایش می‌کنند و نه اینکه خدای متعال بر آنچه در پیش فرستاده‌ای عذر تو را خواهد پذیرفت ...

ای ابوذر! کسی که برای فریفتن مردم علم بیاموزد بوی بهشت را نچشیده است ...

ای ابوذر! اگر خدای تبارک و تعالی خیر بنده‌ای بخواهد، گناهانش را در مقابل او مجسم می‌کند و گناه را بر او سنگین و دشوار می‌گرداند و اگر بدی و بنده‌ای را بخواهد، گناهان او را از یادش می‌برد ...

ای ابوذر! هر کس که کردارش با گفتارش مطابقت کند، بهره خود را از سعادت دریافت کرده است و هر کس که کردارش مخالف گفتارش باشد، هنگام پاداش خویشتن را سرزنش خواهد کرد ...

ای ابوذر! چه بسا شخصی که به سبب گناهی که می‌کند از روزی مقرر شده‌اش محروم می‌گردد ...

ای ابوذر! زیرک و با کیاست کسی است که نفس خویش را ادب کند و برای زندگی بعد از مرگ تلاش کند و ناتوان کسی است که از نفس و خواهشهای آن پیروی کند و با آن حال از خداوند آرزوهایی داشته باشد ...

خدای تبارک و تعالی به برادرم عیسی وحی کرد دنیا را دوست مدار زیرا من آن را دوست ندارم و آخرت  را دوست بدار

منبع : تبیان





نوع مطلب : مناسبت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :